Posts Tagged With 'هالیوود'

هالیوود چگونه چهره رتوش شده از «عدالت» را به خورد مخاطب می‌دهد؟- اخبار فرهنگی – اخبار تسنیم

ژوئن 28, 2020
هالیوود چگونه چهره رتوش شده از «عدالت» را به خورد مخاطب می‌دهد؟- اخبار فرهنگی - اخبار تسنیم

[ad_1]

خبرگزاری تسنیم-حمید صنیعی منش

سینما با حوزه‌های گوناگون اجتماعی ارتباط دارد و یکی از مصادیق آن دستگاه عدل و داد است که از آن در هالیوود با عنوان Law movies (فیلم‌های حقوقی) یاد می‌شود. هالیوود از رهگذر سینما برای تثبیت اقتدار و عدالت ایالت متحده آمریکا تلاش‌های زیادی کرده است و صدها فیلم‌ و سریال مرتبط با این زمینه به گونه‌ای ساخته است که آمریکا را نماد عدالت و احقاق حقوق مظلومین و دادرسان می‌داند. اما آیا به راستی آنچه که فیلم‌ها و سریال‌های هالیوودی در این زمینه برای ما تصویر می‌کنند حقیقت دارد؟ و سوال مهم دیگر اینکه آیا اقتدار قضایی و حقوقی برای آمریکا اهمیت دارد یا برقراری عدالت و قانون در اولیت این کشور است؟

*عناصر دادگاه در خدمت اقتدار قضایی هالیوودی

در آثار قضایی و دادگاهی هالیوود چند عنصر به تفکیک از اهمیت بالایی برخوردارند و در سینمای آمریکا با ظرافت و دقت تصویر می‌شوند. دادگاه، وکیل، موکل، دادستان، مجرم، نیروی پلس و امنیتی و یک عنصر بسیار جالب و مهم که در بک گراند یا پس زمینه فیلم همواره مشاهده می‌شود و بیننده ناخودآگاه آن را می‌بیند و با آن درگیر می‌شود: متن جامعه، مردم و فضای شهر.

پوستر 12مرد خشمگین، فیلمی درباره نقش خرد جمعی در برقراری عدالت

نکته ابتدایی این است که نقش و تأثیر قاضی نسبت به به وکیل کمرنگ‌تر است. شاید علت آن باشد که این وکیل است که با حمایت حقوقی خود از موکل و جلب نظر هیئت منصفه بسوی خود و بی‌گناهی موکل دادگری می‌کند. یادمان باشد که در نظام قضایی غرب هیئت منصفه در کنار قاضی نقش مهمی در قضاوت و تصمیم‌گیری وضعیت مجرم دارند. وکیل نقش واسطه‌گری میان سیستم و مردم دارد و از این جهت عنصر مهمی برای ایجاد توازن میان جامعه و حکومت است.

دادگاه دقیقا به دلیل برخورداری از اتمسفر حقوقی خود همیشه دارای یک دسیپلین، نظم، بی‌تعارفی و اقتدار است. قاضی و حتی مأمورین در دادگاه نیز همه مانند ربات‌های هستند که جز قانون چیز دیگری سرشان نمی‌شوند. دادگاه خود مانند یک هنرپیشه است، نقشی که دادگاه دارد در مقام محل و یا کانالی است که از آنجا (JUSTICE)  عدالت در جامعه برقرار می‌شود. میزها و صندلی‌ها و پیشخوان و… همگی هرکدام یک عنصر مجزایی در تصویرند که مانند شاهدانی برای برقراری عدالت و تسلیم أمر قانون بودنند. غالباً دوربین از محل نشست قاضی، از بالا بر جمعیت نگاه می‌کند: نشانه‌ای از حکمرانی دادگر بر مردم جامعه؛ یا اگر در برخی از این آثار اصرار بر بیرون کردن خبرنگاران و یا آشوبگران در محل دادگاه است، برای این است که به این بهانه‌ها اقتدار قاضی و جدیت او در کار را نشان دهند.
 

هالیوود , سینما ,

پوستر فیلم عدالت

*وکلای شجاع معتمدین سیستم و مردم در دادگاه

اما وکلا داستان بسیار مفصل‌تری دارند. وکلا همانطور که اشاره شد حامیان قانونی، حقوقی و اجتماعی یک شهروندند. حضور آنان در شهر و جامعه منجر به ایجاد «احساس حمیت و عدالت» می‌شود. حسی که بدون شک وجودش از وجود خود عدالت مهم‌تر است. با احساس عدالت و حمایت از طرف دستگاه قضایی این شهروند است که حس رضایت و امنیت و آزادی را در جامعه دارد. حسی که نهایت آرمان و مطلوبی است که برای یک بشر باید در دهکده متمدن جهانی وجود داشته باشد.

هالیوود , سینما ,

نمایی از فیلم فیلادلفیا در دادگاه

مساله وکلا در سینمای آمریکا در دورانی مانند یک جریان ایده داستان‌های فیلم‌های سینمایی شد. فیلم‌های بسیاری مانند فیلادلفیا، و عدالت برای همه، وکیل مدافع شیطان، باران ساز، به نام پدر، بی‌گناه فرضی و… که غالبا آثار دهه 90 میلادی هستند شروع به پخش کردند. دهه پایانی هزاره 20 در زمینه‌های گوناگون علمی، اجتماعی، سیاسی، فرهنگی، ورزشی و… مورد توجه قرار گرفت و یکی از همین موضوعات تثبیت نظام حقوقی و قضایی ایالت متحده آمریکا بود.

در عمده این آثار زندگی وکلا با تمام سختی‌ها، گرفتاری‌های برخورد و درگیری با پلیس و نیروهای امنیتی و… نقش مهم آنان در تثبیت نظم و برقراری عدالت دیده می‌شود. وکلا فقط وکلای مردم و مجرمین و بی‌گناهان نیستند، آنان وکلای نظام حقوقی و سیاسی ایالت متحده آمریکا نیز می‌باشند.

هالیوود , سینما ,

پوستر تبلیغاتی فیلم عدالت برای همه؛ اهتزاز پرچم آمریکا در اوج که در کنارش عدالت می‌درخشد

اشاره به این نکته مهم است که بسیاری از فیلم‌هایی که در این تم قرار دارند، درباره احقاق حقوق سیاه‌پوستان در دادگاه‌های آمریکا است. یکی از فیلم‌هایی که شاید کمتر نام آن را شنیده باشیم، مارشال است. فیلمی درباره تلاش‌های اولین وکیل سیاه‌پوست آمریکا تورگود مارشال که عضو دادگاه عالی ایالت متحده آمریکا شد. او به عنوان یک وکیل در آمریکا مشغول به کار بود و از مبارزان جنبش حقوق مدنی در آمریکا نیز به شمار می رفت. البته سیر داستان این فیلم و دیگر فیلم‌های مانند آن به نوعی است که بیننده بتواند آن را قبول کند؛ نه آنقدر غیر واقعی و سطحی و نه آنقدر ضد سیستم که حکم تیر به خودی را داشته باشد. در این قبیل آثار اگرچه ظلم و ستم علیه سیاه‌پوستان نمایش داده می‌شود و سخت‌گیری و عدم همکاری تمام جانبه از سیاهان به عمل نمی‌آید اما در نهایت مسیر نظام قضایی ایالت متحده آمریکا به سمت همکاری و دلسوزی با سیاه‌پوستان بیچاره این کشور است.

هالیوود , سینما ,

نمایی از فیلم مارشال

یکی از عناصر مهمی که همواره در این آثار دیده می‌شود پرچم برافراشته و همیشه در صحنه آمریکا است. وکلا همیشه باید در کنار این پرچم ایجاد حس اعتماد و قوت قلب برای بینندگان کنند. اینکه قانون به لطف این پرچم و تفکر سیاسی پشت سر آن است که اجرا می‌شود. وکیل حامی هویت سیاسی آمریکا است و پرچم نیز پشتوانه کارآمدی وی می‌باشد.

هالیوود , سینما ,

نمایی از فیلم وکیل مدافع شیطان

در فیلم وکیل مدافع شیطان، فشار روحی و سختی کار وکلا در کنار وسوسه‌ها و دسیسه‌های شیطانی تمی است که در کنار دیگر موضوعات مهمی با زمینه‌های ایدئولوژیک نمایش داده می‌شود. در باران ساز عشق و علاقه یک مرد جوان آمریکایی به وکالت دیده می‌شود و در دیگر آثار نیز هرکدام به نوعی نقش مهم وکلا و رقابت آنان برای احقاق حق و دادگری ترسیم می‌شود.

موکلین به شیوه دیگر و غیر مستقیمی در زمینه احساس عدالت نقش دارند. موکل در حقیقت جز بیننده کس دیگری نیست. بیننده خود را در جایگاه یک موکل می‌تواند تصور کند که نیاز به وکیل دارد. این حس نیازمندی به وکیل وی را در همان ابتدا منجی و قهرمان می‌کند. انتظار او برای کمک گرفتن از وکیل حس نیاز را تشدید می‌کند و در نتیجه از او اسطوره بزرگ‌تری ساخته می‌شود. حق وکیل داشتن حق کوچکی نیست. مجرمین زمانی که دستگیر می‌شوند بعد از شنیدن جمله «این حق را داری که سکوت کنی»، متوجه این نکته امیدوار کننده می‌شوند که وکیلی برای آنان اتخاد خواهد شد.

در حقیقت موکل در مقام پلی است که با عبور از آن مساله مهمی چون عدالت و از آن مهمتر –که البته در ناخودآگاه بیننده قرار می‌گیرد- ثبات نظم و نظام سیاسی و حقوقی آمریکا محقق می‌شود. اهمیت ژانر Law movies نیز در همین نکته است.

هالیوود , سینما ,

وکیل شجاع با بازی مت دیمون در فیلم باران ساز ساخته فوردکاپولا

*همراهی جذاب پلیس و دستگاه قضا برای برقراری عدالت و امنیت

نیروی پلیس و همینطور نیروهای امنیتی نیز داستان مفصل جداگانه‌ای دارند که باید به آن‌ها در مقاله مختص خود پرداخت اما در اینجا مختصر اشاره‌ای می‌کنیم. در دهه 1980 و 1990 سیل آثار پلیسی و قضایی شروع می‌شود؛ می‌توان ضرورت تشکیل چنین موجی را بالا گرفتن خشونت و آمار جرم و جنایت دانست. در عموم این فیلم‌ها یکی از لوکیشن‌های ثابت دفاتر پلیس شهری است که در آن همواره مجرمان و بزه‌کاران دست‌بند به دست در حال انتقال به زندانند. حتی تم عدالت و مبارزه با فساد و جرم آنقدر محبوبیت پیدا کرد که فیلم‌های اکشن و فانتزی مانند پلیس آهنی نیز در همین راستا تولید شدند و این بار پلیس برای نابودی خلافکاران از ربات بزرگی برای نابودی مجرمان استفاده کرد.  از این نظر پلیس در کنار دستگاه قضایی ترکیب بهتری را ایجاد کردند و قدرت در کنار عدالت رنگ و لعاب جذاب‌تری برای ستایش دستگاه سیاسی آمریکا پدید آورد.

هالیوود , سینما ,

نمایی از پلیس آهنی

نیروی پلیس بدون شک در برقراری امینت نقش مهمی دارد. پلیس خصوصا بعلت نزدیک بودنش با جامعه و مردمی بودنش بیشتر مورد توجه قرار دارد تا FBI. پلیس در آثاری که تم حقوقی دارند بیشتر مانند یک بال پرواز است، یک کمک برای برقراری عدالت. گاهی در درام و داستان یک تضادی میان آنان شکل می‌گیرد اما تمام آن برای شکل دادن و رسیدن به مقصدی واحد است که گفته شد.

پلیس هم زمانی که دست یک مجرم را می‌بندد و راهی زندان می‌کند یک عنصر آلوده و پلیدی را راهی قرنطینه کرده که وجود آن مایه سرافکندگی و تهدیدی برای نظام و جامعه است. البته بنظر می‌رسد بدلیل افزایش جرم و جنایت در جوامع غربی از یک سو و کم‌توجهی به نقش نیروی پلیس بعلت پررنگ شدن وکلا و سیستم قضایی در سینمای هالیوود، یکباره اهمیت پلیس در سینما دوچندان شد. تا آنجا که فیلم‌های چندگانه‌ای مانند آکادمی پلیس، یا Beverly hills cop ساخته می‌شود. حتی در مجموعه Starship Troopers نیز که در ژانر علمی-خیالی است مساله حذف مجرمین و پاکسازی آنان در جامعه فضایی و خیالی آینده نیز مطرح است.

هالیوود , سینما ,

نمایی هوشمندانه از قدرت دادگاه در فیلم Starship Troopers

نیروی امنیتی البته مانند پلیس نقش آفرین در جهت عدالت در جامعه نیست بلکه دارای اهمیت مهمتری ورای برقراری عدالت در متن شهر کشور است. نیروی امنیتی آمریکا وظیفه دارد تا عدالت را در سطح جهانی برای مردم و ملت آمریکا برقرار کند. آنان وظیفه جلوگیری از ورود تروریست‌ها و برخورد با دشمنان را دارند. آنان باید بهمراه ارتش و نیروهای برون مرزی عدالت را در مناطقی مثل آفریقا و خارمیانه برقرار کنند. لذا نباید از اهمیت نقش FBI و نیروهای اطلاعاتی در برقراری عدالت را نادیده بگیریم.

آخرین عنصری که اشاره شد شهر و خود جامعه است که بصورت کمرنگ نقش آفرینی می‌کند. شهر مانند یک بستر است. بستری که لاجرم در آن هم مجرمانند و هم بی‌گناهان. این شهر توسط مجریان قانون و حقوق باید از گزند آلودگی‌ها پاک شود و عدالت در آن جاری گردد. شهر و جامعه امریکایی البته محلی برای امید و فرصت‌ها است. نبودنش باعث عدم ارتباط بیننده با فیلم می‌شود چون خود او نیز در همان بستر مکانی زندگی و تنفس می‌کند. هوای شهر نباید آلوده باشد و نجات یا حفظ آن برای زندگی در راس تمام امور است.

وکلا و دادگاه در حقیقت گلبول‌های سفیدی هستند که علیه ویروس‌ها در حرکت‌اند. برقراری عدالت و اجرای قانون وظیفه آنان است.

*حقیقت پشت پرده فیلم‌های حقوقی و تبلیغاتی آمریکا چیست؟

اما فارغ از این گزارش چقدر این تصویر درست است؟ بنظر می‌رسد برای تبیین واقعیت و سنجش درستی یا نادرستی باید در ایالت متحده آمریکا زندگی کرد و یا تحقیق جامعی از میزان جرم و جنایت از کشوری که بیش از یک درصد آن در زندانند به عمل آورد. اما قبل از آنکه به یک سند جالب و خواندنی از میان حقوقدانان آمریکایی اشاره شود یادمان باشد که بنظر می‌رسد وضعیت آشفته و عدم اجرای عدالت و قانون در آمریکا باعث شده باشد که کاراکترهای قهرمانی و ابرقهرمانی مانند بتمن و سوپرمن به داد مردم گاتهام سیتی برسند.

هالیوود , سینما ,

کتاب دادگاه سلولوید:تاریخی بر سینمای قانون

راس. دی. لوی، استاد مدرسۀ عالی حقوق بروکلین، در کتابش، «دادگاه سلولوئید»، با استناد به فیلم‌های سینمایی در تاریخ سینما به افسون‌زدایی از تصویری پرداخته است که هالیوود همواره تلاش داشته است آن را بعنوان کلیّت نظام قضایی امریکا القا کند. این گونۀ سینمایی، برای هرچه واقعی‌تر جلوه‌کردن، به تصویرپردازی از هر چیزی می‌پردازد که در روند دادگاهی واقعی، ممکن است دخیل باشد. قاضی، هیئت‌منصفه، وکیل، شاکی، مشتکی‌عنه، شاهد، پلیس و همه‌وهمه به تصویر کشیده می‌شوند.

چنین تصویرسازی‌ای، در طول سالیان، نه‌فقط تصویرسازیِ صرف که مؤثر بر جریان دادگاهی و روند قضایی ایالات متّحدۀ امریکا نیز بوده است. ازسوی‌دیگر، فیلم‌ها اغلب، همه‌چیز را همان‌طور که مطلوب مخاطب بوده است، ساخته‌وپرداخته می‌کرده و به او تحویل می‌داده‌اند. محصول کارخانۀ رؤیاسازی هالیوود همان چیزی بوده است که مردم و قدرتمندان می‌خواسته‌اند. بنا به همین دلیلِ اساسی، تصویری که هالیوود از نظام قضایی ایالات متّحده ارائه می‌کند، تصویری روتوش‌شده و دور از واقع است.

ازاین‌رو این اثر، مطالعه‌ای است کم‌سابقه در زمینۀ دروغی دامنه‌دار و طولانی در عرصۀ تاریخ که به مردم زیادی عرضه شده و به همین دلیل حائز اهمیت است. ارزش دیگرِ کار، جایی نمایان می‌شود که نویسندۀ آن، خود در رابطۀ مستقیم با سیستمی کار کرده است که مردم مدّت‌ها تصویری دیگر از آن می‌دیده‌اند.

حقایقی از زبان نویسنده کتاب که خود در نظام حقوقی فعالیت دارد و سینما را می‌شناسد. بنظر می‌رسد نیازی به سفر به آمریکا برای فهم اینکه آیا واقعاً عدالت در آمریکا اجرا می‌شود یا خیر نیست بلکه این کتاب خود واقعیت را نمایان می‌کند:

«دستگاه قضایی ایالت متحده آمریکا به عنوان یکی از ارکان اصلی نظام سیاسی این کشور تلاش وافر دارد تا احساس عدالت، امنیت و آزادی برای مردم ایجاد شود. هرچقدر این تم قدرت بیشتری داشته باشد نظام نیز از ثبات بیشتری برخوردار است و رویای آمریکایی محقق‌تر است.»

حال به این فکر می‌کنم که چرا هنوز تظاهرات هزارنفری سیاه‌پوستان علیه تبعیض نژادی و حملات وحشیانه پلیس در قلب تمدن و توسعه یافتگی کماکان در خیابان‌ها در جریان است! چون نه حتی عدالتی وجود ندارد بلکه احساس عدالت نیز لمس نمی‌شود.

در گزارش بعدی به بررسی تصویر قانون، عدالت و سیستم قضایی در سینمای ایران خواهیم پرداخت…

انتهای پیام/

[ad_2]

Source link

Read More

فیلمنامه‌های ما تهی از اندیشه‌اند/ سینمای معترض ایران شبه نئورئالیستی با افاضات سیاسی است- اخبار فرهنگی – اخبار تسنیم

ژوئن 23, 2020
فیلمنامه‌های ما تهی از اندیشه‌اند/ سینمای معترض ایران شبه نئورئالیستی با افاضات سیاسی است- اخبار فرهنگی - اخبار تسنیم

[ad_1]

به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، فیلمنامه به عنوان پایه و اصل و اساس سینما است. هر اثر نمایشی در مدیوم‌های مختلف مانند تئاتر و سریال نیز باید پیرو متنی که نویسنده آن را بعد از پژوهش به نگارش درآورده باشد ساخته شود. از این نظر هرقدر فیلمنامه قوی‌تر باشد اثری بهتر می‌توان از آن انتظار داشت. البته اثر کارگردان نیز به عنوان عاملی که متن را تبدیل به تصویر می‌کند بسیار مهم است.

بنابراین فیلمنامه باید به عنوان یکی از بخش‌های تولیدی سینما از دستمزد قابل قبولی برخوردار باشد؛ در غیر این صورت نویسنده اگر دچار فقر و تنگدستی شود سراغ نگارش موضوعات سطحی و کمدی مبتذل می‌رود تا بتواند اثری را زودتر بنویسد و پول بیشتری را از سرمایه‌گذارنی که فیلم‌های بفروش مبتذل می‌سازند به دست آورد. 

در فضای سینمایی و شبکه نمایش خانگی کشور نیز شاهد سریال‌هایی با ساختار خسته‌کننده و ضعیفیم که برای پیشبرد قصه با توسل به بازی بازیگران و چشم‌نوازی در تجملات و زیبا‌یی‌های خیره‌کننده می‌توانند مخاطب را نگه دارند. بنابراین چه سینما و چه حوزه نوین شبکه نمایش خانگی از ضعف در فیلمنامه رنج می‌برد. فیلمنامه‌ نویس‌هایی که بعضاً از تفکر و اندیشه محروم‌اند و با باندبازی و سفارشات به فلان تهیه‌کننده معرفی شدند و بعد از نگارش چند کار حالا برای خود دیسیپلین خاصی قائل‌اند. 

برای بررسی این موضوع در تماس تلفنی کوتاهی با سیدمحمد حسینی نویسنده فیلمنامه و مدرس فیلمنامه‌نوسی در سینما درباره این موضوع به گفت‌وگو پرداختیم.

فیلمنامه‌ها از اصول اولیه بی‌بهره‌اند

حسینی در ابتدا با اشاره به اینکه فیلمنامه‌های متعددی را برای کارشناسی و نظرخوهی از سوی مراکز سینمایی و هنری خوانده‌ام بیان کرد که باید از یک فاجعه در این فیلمنامه‌ها خبر بدهم. بیشتر این آثار نه قصه درستی دارند و نه از اصولی اولیه فیلمنامه‌نویسی و درام و زیرمتن برخوردارند. عمده فیلمنامه‌های کمدی ما برای جذب مخاطب به وقاحت متوسل شده‌اند تا از این طریق بتوانند مخاطب بیشتری را با خط‌شکنی و حرف‌ها و عادات خلاف عرف زدن جذب کنند. بنابراین با یک ابتذال در سینما و نمایش خانگی روبروییم. البته نمایش خانگی سریال‌های کمدی کمتر دارد اما آنها نیز از بی‌مایگی در نگارش فیلمنامه و قصه‌پردازی جذاب رنج می‌برند که این خود نوع دیگری از ابتذال می‌تواند قلمداد شود.

نویسنده فیلمنامه آفتاب نیمه شب در پاسخ به خبرنگار تسنیم درباره ابتذال در سینمای ایران با توجه به سخنان رئیس سازمان سینمایی که گفته بود، در صورتی که اگر در سلایق سخت‌گیری کنیم دچار نوعی ابتذال می‌شویم، بیان کرد: به نظرم نباید این صحبت وی را چندان جدی و موضعگیرانه تلقی کنیم. آقای انتظامی این جمله را بیشتر از جنبه مدیریتی گفته‌اند و منظورشان این است که نباید دچار نوعی «یونیفرمیزه» در سینمای ایرن شویم و باید تمام سلایق را در سینمای ایران سهیم بدانیم. بله این حرف درست است اما واقعیت این است که در سینمای ایران اگر ابتذالی وجود دارد به دلیل سختگیری کردن در سلایق نیست، البته اگر این سختگیری بی‌دلیل و بی‌منطق در حوزه نظارتی باشد می‌تواند به ابتذال دامن بزند اما در حال حاضر معتقدم که ابتذال در سینمای ما به دلیل فیلمنامه‌هایی است که از کمبود محتوا و فکر و اندیشه رنج می‌برند.

سینمای طنز ما هیچ نسبتی با فکر و اندیشه ندارد

حسینی ادامه داد: در سینمای طنز مخاطب اصلی خانواده است؛ چون مخاطب خانواده است اساساً طنز در ذات خودش دچار نوعی شوخی است یعنی تلاش بر این می‌شود که خانواده راحت‌تر با فیلم ارتباط برقرار کند. سینمای طنز تلاش می‌کند که در زیرمتن خود یک نکته اخلاقی را بیان کند. حالا این طنز می‌تواند طنز موقعیت باشد یا طنز کلامی. در هر حال طنز دارای پیام است و این پیام در سینمای کمدی جهان خصوصاً آمریکا بسیار جدی و حتی در لایه‌های زیرین خود نکات فلسفی و اندیشه‌ای است مانند نمایش ترومن جیم کری یا بروس قدرتمند که در عین اینکه قابل تماشا برای خانواده‌اند فکور و عمیق‌اند.

سینما , هالیوود ,

جیم کری

وی در بخش دیگری از سخنان خود به این نکته اشاره کرد که البته در برنامه‌ریزی مناسبی، هالیوود به کمک انیمیشن زبان طنز را برای خانواده‌ها به خوبی قابل فهم کرد. بعد از این سینمای کمدی آمریکا نیز بهتر از قبل توانست با مخاطب خانوادگی خود ارتباط برقرار کند. ولی در ایران متأسفانه سینمای کمدی درگیر گیشه است و به جای آنکه به فکر محتوا و حرف‌های مهم و جدی باشد، فیلمنامه‌نویس از ابتدا به این فکر می‌کند که چگونه می‌تواند چیزی بنویسد که مخاطب بیشتری به سینما بیاورد. نویسنده فیلم طنز فکر می‌کند که نگارش فیلمنامه کمدی استاندارد بسیار ساده است اما باید اعتراف کرد که سخت‌ترین گونه سینمایی ما کمدی است زیرا سهل ممتنع است؛ باید در عین اینکه فیلمی مردمی و همه‌پسند نوشت در زیرمتن آن مسأله جدی را بیان کرد.

جریان‌‌های سینمایی در ایران حرف یاوه است

مدیر بخش تولید متن حوزه هنری در ادامه اظهار داشت که مشکل دیگر سینمای ما بحث نقد است که به صورت دیگری ناظر بر مشکل فیلمنامه‌نویسی است؛ ما در سینمای ایران نقد فیلم داریم اما نقد سینما نداریم در حالی که در سینمای آمریکا بحث نقد سینما جدی‌تر از نقد فیلم است. نقد سینما یعنی نقد مباحث جریان‌شناسی و فکری سینما. بدون شک سینمای ما هنوز دارای جریانات نشده است آنچه که نام آن را جریان می‌گذارند مافیایی است که نگران منافع شخصی‌ است و برای همین فضای سینما را به طرفی می‌برند که به اشتباه آن‌ها را جریان می‌دانند. یکی از جریان‌های اصلی در سینمای آمریکا تنها جریان منافع ملی است که خود به تنهایی صاحب صدها فیلم و سریال موفق در سال است که عموم آن‌ها از فیلمنامه بسیار جذاب و اصولی برخوردارند. بدون شک همه آنها نگاه ایدئولوژیک دارند و از بیان ایدئولوژی هیچ ابایی ندارند. مثلاً هالیوود «داروینیسم» یا نظرات ارنست یونگ را پذیرفته است و در مقابل آن ایستادگی نمی‌کند.

سینما , هالیوود ,

اما فیلم «روز صفر» در جشنواره یک کاراکتر امنیتی خنثی ساخت که هیچ ایدئولوژی ندارد. برخی گفتند که جیمز باند و جیسون بورن بدون ایدئولوژی است اما بر خلاف باور ایشان اتفاقاً کاراکتر این فیلم‌ها به شدت ایدئولوژیک‌اند. البته من نافی ارزش‌ فیلم‌ روز صفر نیستم؛ این فیلم یک قدم بزرگ نسبت به فیلمی که کاراکتر امنیتی آن مانند کاریکاتور بود جلوتر است و از نظر اکشن آنقدر خوب بود که توانست عطش مخاطب را برطرف کند.

سینما , هالیوود ,

نمایی از روز صفر

متأسفانه به دلیل اینکه محتوا، فکر و تئوری در فیلمنامه‌های سینمایی جدی گرفته‌ نشده است سینمای جریان‌مند و جریان‌ساز نداریم. حتی ما در سینمای ایران گونه‌ها یا همان ژانرهای مختلف سینمایی نداریم. سینمای ما هنوز به لحاظ فلکری به بلوغ نرسیده است و در دوران کودکی به سر می‌برد و جدی نیست. خیلی فکر و محتوا باید یاری‌گر کارگردان باشد تا فضای فکری و جدی نصیب آن شود. بنابراین فضای فیلمنامه‌نوسی ما به جای آنکه از محتوا و اندیشه بهره‌مند باشد به فضای تجارت نزدیک است و مانند همان سینمای فیلم‌فارسی قبل از انقلاب است و بیشتر گیشه را می‌بیند تا مضمون و قصه را.

همراهی نظر و عمل راه نجات سینمای ایران

باید حوزه تئوریک و اندیشه همراه با احیای گونه‌های مختلف سینمایی در کنار هم قرار بگیرند تا سینمای ما از فضای راکد و تک‌بعدی که دارد بیرون بیاید. ما نیز دارای تئوری‌ها و نظریه‌پردازان بسیار خوبی در این زمینه‌ایم منتها به سراغ آنها نمی‌رویم و کشف نمی‌کنیم. 

وی اظهار داشت: در سینمای ما اصلاً سینمای معترض سیاسی و منتقد جدی نداریم، آنچه که بیشتر به این عنوان می‌خوانند سینمای اجتماعی شبه نئورئالیستی است که افاضاتی سیاسی و اجتماعی دارد و از هیچ فلسفه جدی برخوردار نیست. برای همین باید ژانر و قواعد آن زنده بشود تا سینمای انتقادی و سیاسی نیز بتواند جای خود را به درستی پیدا کند.

سینما , هالیوود ,

سینمای اجتماعی ایران

حسینی در پایان درباره نرخ اعلامی کانون فیلمنامه‌نویسان که دیروز در رسانه‌ها منتشر شد اظهار کرد که واقعاً این رقم برای سینما شوخی است. در نسبت به هزینه‌های جاری در سینما، فیلمنامه به عنوان مهم‌ترین بخش سینما باید هزینه بیشتری بردارد. این مطلب نافی حرف‌های ابتدایی من درباره ضعف چشمگیر در فیلمنامه‌نویسی نیست؛ ذکر دو نکته لازم است اول اینکه بسیاری از نویسنده‌ها زمانی که می‌بینند که از دستمزد بسیار کمی برخوردار می‌شوند کم‌کم به سمت نگارش آثار کمدی و سطحی می‌روند که برای آن‌ها پول بیشتری خرج می‌شود. دوم اینکه اتفاقاً همان فیلمنامه‌های ضعیف و سطحی درآمد بهتری دارند و مثلاً برای کاری که باید 100 میلیون بگیرد 200 میلیون می‌گیرد. در هر حال این مسائل دلیل نمی‌شود که فیلمنامه‌نویس از رقم کمی برخوردار شود.

علاوه بر اینکه نویسنده‌ها حتماً این رقم را نمی‌گیرند و در نهایت با کمتر از این مبالغ کار خود را تمام می‌کنند. در تلویزیون برای کارهای تاریخی در بهترین صورت برای هر قسمت 10 میلیون پرداخت می‌کنند. صداوسیما شده است مرکز انواع شورا، فیلمنامه‌ها به آنجا می‌روند و از نظرات مختلف کارشناسانی که سینما را نمی‌شناسند ضربه می‌خورند. من به این افراد عنوان «شورامن» را می‌دهم، یعنی آدم‌هایی که برای شورا آفریده شده‌اند. 

بنابراین فیلمنامه از چنین جایگاه مهمی برخوردار است که در سینمای ما دچار کم‌توجهی جدی است. اگر به فکر احیای سینما باشیم باید فیلمنامه‌نویسی ما اندیشمند، جریان‌ساز، نقاد و در قالب گونه‌های مختلف سینمایی باشد تا شاهد احیای سینمای ایران و جذب بیشتر مخاطب باشیم.

انتهای پیام/

[ad_2]

Source link

Read More